تبلیغات
عروج

"سخنی از نا کجا آباد دل "

نویسنده :یاسر
تاریخ:پنجشنبه 18 آبان 1391-09:54 ق.ظ

به نام خدا

نمی دانم ،... نمی دانم از کجا بگویم از کدام بی حوصله گی ام بگویم گاهی آنقدر مشغول برق انداختن دنیایم هستم که یادم می رود آدمم .

راستی به کجا می روم ؟ ... نمی دانم !؟

 ولی نه اعتراف می کنم که این دروغی بیش نیست می دانم به کجا می روم و دلیلشهم روشن است چون هدفی از این مادی گرایی دنیا طلبی دنبال می کنم . گاهی دلم برای خودم آتشی می گیرد که برای خاموش کردنش بچگی ام را آرزو می کنم.

کاش آدمها همیشه بچه بودن با آن پاکی و معصومیت کودکی .

                 

اوایل برایم مهمتر بود که شیشه دل کسی را ترک نندازم ، ترک ! اگر باعث نشتن غباری هم بر دل دیگران بودم از خودم دلگیر می شدم ...

ولی حالا !

 اوایل برایم مهمتر بود که روی خودم را با دروغ ریا سیاه نکنم .

ولی حال ا... آخ که چقدر این آدمها زود عوض می شن .

خسته شدم خودم هم از این حرفهای که جامه عمل نداره خسته ام.

  کاش دلم یه در داشت  اونم رو به آسمون وا می شد به جای هزار تا که دریچه که همشون رو به سراب باز می شه ...

یا علی

پینوشت: این پست واسه سال 1387 تو وبلاگم تو پرشین بلاگ بود ، نمی دونم چرا دلم هوایی شد تا دو باره تو این وبلاگم بیارمش...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خسته تر از خستم

نویسنده :یاسر
تاریخ:دوشنبه 8 آبان 1391-03:17 ب.ظ

آخه واسه چی باید انقدر جون بکنیم و بدویم آخرش که چی ....

واسه همدیگه لاف عاشقی بزنیم ، تو روی هم بگیم قربونت برم الهی برات بمیرم من نوکرتم ولی پشت سر بشیم دشمن خونی ...

آخ که چقدر این رفتار ما کثیفه...

می دونید خیلی سخته که رو بعضی از انسانها حساب رفاقت کنی و تو خیال خودت بهشون تکیه بدی و دلت قرص باشه که یکی پشتته، اگه مشکلی پیش بیاد یکی هست که حداقل حرفاتو گوش کنه تا یکم سبک بشی...

 ولی وقتی بهشون نیاز داشته باشی سر برگردونی ببینی وای ... هیچ کس نیست تنهای تنهایی، کسی که بهش اطمینان کرده بودی کلی ازت دوره ، اصلا تو مسیر زندگی تو نیومده که بخواد پشتت باشه، به قول بعضی ها راهش از تو جدا بوده ،فقط حرف زده ...

کاش ما ادما یه ذره جرات داشیم تا همون روز اول بیایم پیش همو بگیم رو من حساب نکن من نیستم، یا هستم ولی تا این اندازه اما دروغ نمی گفتیم ، به قول معروف "نیم من باش، ولی مرد باش " حداقل دل بهم نمی دادیمو زیاد مشغول همدیگه نمی شدیم ...

در آغاز محبت گر پشیمانی بگو با من ---- که من هم دل ز مهرت برکنم تا فرصتی دارم

به نظرم این بزرگترین ورشکستگیه انسانه که یه عمر رو بعضی از آدما حساب واکنه بعد ببینه هیچ کس نیستو اون تنها مونده ...

کاش می شد به عقب برگشتو جلوی بعضی دلشکستنا رو می گرفتم، به عقیده من همه انسانها برای یه بارم که شده اون کسی که واقعا یارو همراهشونه جلوی راهشون قرار می گیره، ولی با نا مردی و خودخواهی، بی معرفتی و... از خودشون دورش می کنن .

شاید از حرفام خوشتون نیاد ولی چکنم که دلم شکسته از این نامردیهای روزگار که البته "خودم مقصرم"...

یا علی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شروعی دوباره

نویسنده :یاسر
تاریخ:یکشنبه 7 آبان 1391-05:40 ب.ظ

سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه ،در مورد گذشته که چرا ننوشتم حرفی ندارم که بزنم...

ولی از تمام دوستانی که جویای احوال این حقیر بودن متشکرم.

برای شروع مجددم فقط این رباعی کافی می دونم.

 

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی                    الا بر آن که دارد با دلبری وصالی

دانی کدام دولت در وصف می نیاید               چشمی که باز باشد هر لحضه بر جمالی

یا علی

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

از انتخابات تا اغتشاشات

نویسنده :یاسر
تاریخ:شنبه 21 آذر 1388-05:14 ب.ظ

در چند ماه گذشته حوادث زیادی در کشور رخ داد و من که وبلاگم به حالت نیمه تعطیل در آمده بود وظیفه خودم دونستم که دوباره شروع به نوشتن کنم و درباره حقیقتی سخن بگم که خیلی ها سعی کردن با گرفتن قیافه حق به جانب و مظلوم نمایی اونو پنهان کنن.امیدوارم بتونم خدمتی به کشور عزیزم بکنم.

قبل از انتخابات من خودم یکی از هامیان مهندس موسوی بودم و احترام خاصی برای ایشان قائل بودم ولی هر قدر که به انتخابات نزدیک شدیم دیدم ایشان فا صله زیادی با افکار قبلی خود گرفته ورفتار سیاسی ایشان عوض شده در صحبت هایشان تناقض وجود دارد برای تبلیغات خود پولهای کلان با ارقام سرسام آورخرج می کرد که از هر زاویه ای نگاه می کردی به حد اندازه ایشان نبود. از سوی دیگر دشمنان چندیدن ساله کشور که در بیشتر اقدامات خود این دشمنی خود را واضح نشان دادن همایت بی دریغ از ایشان می کردن ( انگلیس ، آمریکا ، اسرائیل و ... ) فرقه کثیف بهائیت که در سایتهای رسمی خود همایت خود را از ایشان اعلام کردن گروهک تروریستی منافقین و سلطنت طلب ها نیز زینت بخش این محفل نورانی شده بودن .

خوب از همه اینها چه نتیجه ای می شد گرفت نتیجه این بود که مهندس موسوی نمی تواند گزینه مورد اطمینانی برای ریاست جمهوری باشد و با توجه به سخن حضرت امام که انسان ها را با حال خود بسنجید می شد نتیجه گرفت حال ایشان تغییر کرده و همین باعث شد که مردم مستضعف و سطح پایین کشور نیز از ایشان دل بکنند .

بعد از انتخابات که ایشان رای نیاوردن نتوانستند پا روی غرور خود بگذارند با گفتن دروغ بزرگ تقلب مردم را نسبت به نظام بدبین کردن در صورتی که من خودم یکی از ناظرین شورای نگهبان بودم و با چشم خودم دیدم که رای دکتر احمدی نژاد از مهندس موسوی بالاتر بود اینها با دروغ ذهن عده ای از مردم را خراب کردن ونسبت به انقلاب و نظام بدبینشان کردن و ضربه بزرگی را به پیکره نظام وارد کردن که تا به حال هیچ دشمنی قادر به این کار نبوده اونهم از سوی کسانی که خود را در مسیر امام معرفی می کردن!...

اگر هر کس یک مقدار با تامل به این موضوع نگاه کنه دستهای خون آلود و پلید بیگانه را می بینه که تعدادی از قشر جوان مملکت را به بیراهه کشانده و با زیرکی راهپیمایی ها و تجمعاتی که بر ضد خودشان برگزار می شد را به نفع خود رقم زدن به طور مثال در راهپیمایی 16 آذر که ماهیت کاملا ضد آمریکایی داشته و علت نام گزاری این روز را همانطور که در پست قبلی خودم نوشته بودم کشته شدن سه دانشجوی بیگناه به خاطر مبارزات ضد استکباری خود بر ضد امریکا و ورود رئیس جمهور وقت آمریکاه در آن سال به کشور به دست رژیم شاهنشاهی کشته شدن . حال جای تاسف اینجاست که قشر تحصیل کرده کشور دست به تظاهرات بر ضد نظام و موافق اهداف آمریکا و استکبار زدن .

تا جایی که وزیر امور خارجه اسرائیل به واضح اعلام کرد که ما در مورد ایران نه از طریق تحریم اقتصادی نتیجه خواهیم گرفت نه نظامی و نه تهدید فقط تنها امیدمان به این گروه جنبش سبز است حال آیا این روش به نفع نظام و مردم است اگر اینطوره پس چرا بدترین دشمنان این مرزو بوم موافق این گروه هستند . قضاوت با خودتان ...

اگر هر گونه نظری در این مورد دارید خوشحال می شم بدونم و اگه تونستم جواب بدم.



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...