از انتخابات تا اغتشاشات
در چند ماه گذشته حوادث زیادی در کشور رخ داد و من که وبلاگم به حالت نیمه تعطیل در آمده بود وظیفه خودم دونستم که دوباره شروع به نوشتن کنم و درباره حقیقتی سخن بگم که خیلی ها سعی کردن با گرفتن قیافه حق به جانب و مظلوم نمایی اونو پنهان کنن.امیدوارم بتونم خدمتی به کشور عزیزم بکنم.
قبل از انتخابات من خودم یکی از هامیان مهندس موسوی بودم و احترام خاصی برای ایشان قائل بودم ولی هر قدر که به انتخابات نزدیک شدیم دیدم ایشان فا صله زیادی با افکار قبلی خود گرفته ورفتار سیاسی ایشان عوض شده در صحبت هایشان تناقض وجود دارد برای تبلیغات خود پولهای کلان با ارقام سرسام آورخرج می کرد که از هر زاویه ای نگاه می کردی به حد اندازه ایشان نبود. از سوی دیگر دشمنان چندیدن ساله کشور که در بیشتر اقدامات خود این دشمنی خود را واضح نشان دادن همایت بی دریغ از ایشان می کردن ( انگلیس ، آمریکا ، اسرائیل و ... ) فرقه کثیف بهائیت که در سایتهای رسمی خود همایت خود را از ایشان اعلام کردن گروهک تروریستی منافقین و سلطنت طلب ها نیز زینت بخش این محفل نورانی شده بودن .
خوب از همه اینها چه نتیجه ای می شد گرفت نتیجه این بود که مهندس موسوی نمی تواند گزینه مورد اطمینانی برای ریاست جمهوری باشد و با توجه به سخن حضرت امام که انسان ها را با حال خود بسنجید می شد نتیجه گرفت حال ایشان تغییر کرده و همین باعث شد که مردم مستضعف و سطح پایین کشور نیز از ایشان دل بکنند .
بعد از انتخابات که ایشان رای نیاوردن نتوانستند پا روی غرور خود بگذارند با گفتن دروغ بزرگ تقلب مردم را نسبت به نظام بدبین کردن در صورتی که من خودم یکی از ناظرین شورای نگهبان بودم و با چشم خودم دیدم که رای دکتر احمدی نژاد از مهندس موسوی بالاتر بود اینها با دروغ ذهن عده ای از مردم را خراب کردن ونسبت به انقلاب و نظام بدبینشان کردن و ضربه بزرگی را به پیکره نظام وارد کردن که تا به حال هیچ دشمنی قادر به این کار نبوده اونهم از سوی کسانی که خود را در مسیر امام معرفی می کردن!...
اگر هر کس یک مقدار با تامل به این موضوع نگاه کنه دستهای خون آلود و پلید بیگانه را می بینه که تعدادی از قشر جوان مملکت را به بیراهه کشانده و با زیرکی راهپیمایی ها و تجمعاتی که بر ضد خودشان برگزار می شد را به نفع خود رقم زدن به طور مثال در راهپیمایی 16 آذر که ماهیت کاملا ضد آمریکایی داشته و علت نام گزاری این روز را همانطور که در پست قبلی خودم نوشته بودم کشته شدن سه دانشجوی بیگناه به خاطر مبارزات ضد استکباری خود بر ضد امریکا و ورود رئیس جمهور وقت آمریکاه در آن سال به کشور به دست رژیم شاهنشاهی کشته شدن . حال جای تاسف اینجاست که قشر تحصیل کرده کشور دست به تظاهرات بر ضد نظام و موافق اهداف آمریکا و استکبار زدن .
تا جایی که وزیر امور خارجه اسرائیل به واضح اعلام کرد که ما در مورد ایران نه از طریق تحریم اقتصادی نتیجه خواهیم گرفت نه نظامی و نه تهدید فقط تنها امیدمان به این گروه جنبش سبز است حال آیا این روش به نفع نظام و مردم است اگر اینطوره پس چرا بدترین دشمنان این مرزو بوم موافق این گروه هستند . قضاوت با خودتان ...
اگر هر گونه نظری در این مورد دارید خوشحال می شم بدونم و اگه تونستم جواب بدم.
16 آذر ایرانی یا 16 آذر امریکایی
در تاریخ 24 آبان اعلام شد كه نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور به ایران میآید. نیكسون به ایران میآمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را كه در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در كنگره آمریكا بعد از كودتای 28 مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند كه هنگام ورود نیكسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا نشان دهند.
بعد از كودتای 28 مرداد 1332، رژیم وابسته پهلوی كه توانسته بود با كمك اربابان آمریكایی بر اریكه قدرت باز گردد، درصدد برآمد تا پایههای حكومت خود را تثبیت كند، اما غافل از اینكه مقاومت مردم به طور كامل از بین نرفته و ایران در اولین فرصت خشم و انزجار خویش را نشان خواهد داد.
انتشار خبر تشكیل كنسرسیوم نفت از جانب كشورهایی نظیر انگلیس، آمریكا برای چپاول مجدد نفت ایران و به دنبال آن سفر نیكسون، رئیس جمهور آمریكا به ایران موجب شد تا احساسات دانشجویانی كه در ماتم كودتای 28 مرداد و سرنگونی مصدق، نشسته بودند جریحه دار شده و این اقدام را در جهت پایمال كردن دستاوردهای مصدق و جبهه ملی ارزیابی كنند. هر چند كه روزنامه اطلاعات، شنبه 7 آذر سال 1332 به نقل از اعلامیه سفارت آمریكا، نوشت: «مسافرت نیكسون به ایران ارتباطی به مسئله نفت ندارد. مسافرت نایب رئیس جمهوری آمریكا به ایران منحصرا جنبه دوستی و حسن نیت دارد و به هیچ وجه من الوجوه به مسئله نفت یا مسئله دیگر ارتباط ندارد»اما این تدابیر موثر واقع نشد و نتوانست موجب انحرافات اذهان دانشجویان بشود.نیكسون معاون رئیس جمهورآمریكا در سال 1332، راهی ایران گردید. در حقیقت او میآمد تا نتیجه سرمایهگذاری بیست و یك میلیون دلاری را كه سازمان جاسوسی آمریكا سیاه در راه كودتا و سرنگونی دولت مصدق هزینه كرده بود، از نزدیك مشاهده كند. ملت در حال افسردگی و از نفاق و تفرقهای كه استبداد توانسته بود در میان او ایجاد كند، ناراحت بود.
رهبری نهضت مقاومت، قصد رساندن صدای اعتراض مردم را به گوش جهانیان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را كه میخواست با مشروع جلوه دادن رژیم كودتا، امتیازات مورد نظر خود را در محیط آرام به دست آورد، خنثی كند. اجرای این برنامه به عهده كمیته هماهنگی دانشگاه تهران واگذار شده بود.
تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود دنیس رایت، كاردار جدید سفارت انگلیس در ایران، از روز 14 آذر 1332، آ غاز شد. دانشجویان دانشكدههای حقوق و علوم سیاسی، علوم دندانپزشكی، فنی، پزشكی و داروسازی در دانشكدههای خود تظاهرات پرشوری علیه رژیم كودتا برپا كردند. رژیم پهلوی كه به خوبی از خشم ملت و خصوصا دانشجویان نسبت به خود و اربابان آمریكا از پیش آگاه بود، با تمام قوا متوجه دانشگاه شد.رژیم شاه برای مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت سفر نیكسون نیروهای نظامی خود را در دانشگاه مستقر كرد؛ روز 15 آذر یكی از دربانان دانشگاه شنیده بود كه تلفنی به یكی از افسران گارد دانشگاه دستور میرسد كه باید دانشجویی را شقه كرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت كه عبرت همه شود و هنگام ورود نیكسون صداها خفه گردد و جنبندهای نجنبد.
روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه كشیده شد و ماموران انتظامی، در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی كردند. صبح روز 16 آذر 1332، گارد تا دندان مسلح رژیم پهلوی برای اولین بار وارد صحن دانشگاه شد تا فریاد مخالفان را در گلو خفه كند.
در یكی از كلاسهای درس دانشكده فنی، چند تن از دانشجویان در اعتراض به حضور ماموران گارد رژیم شاه در صحن دانشگاه، آنها را به مسخره میگیرند و همین بهانه كافی بود تا وارد كلاس درس شوند و با ایجاد جو رعب و وحشت، محیط را برای بهرهبرداری و گرفتن زهر چشم دانشجویان آماده سازند. ماموران گارد با حمله به دانشجویان بیپناه سه تن از آنان را به شهادت میرسانند.خبر واقعه 16 آذر به سرعت در تمام تهران پخش شد. در روز 17 آذر تمام دانشگاههای تهران و اغلب شهرستانها در اعتصاب كامل به سر بردند؛ حتی بسیاری از دبیرستانها هم با تعطیل كردن مدرسه خود هم دوش دانشگاهیان در تظاهرات علیه فجایع 16 آذر و سفر نیكسون به تهران شركت كردند.
برای كم رنگ كردن واقعه 16 آذر، جنایتكاران شروع به سفسطه كردند. در مقابل خبرنگاران گفتند كه: «دانشجویان برای گرفتن تفنگ سربازان حمله كردند و سربازان نیز اجبارا تیرهایی به هوا شلیك نمودند و تصادفا سه نفر كشته شد» در همان روزها یكی از مطبوعات نوشت: «اگر تیرها هوایی شلیك شده، پس دانشجویان پر درآورده و خود را به گلوله زدند»!
حادثه 16 آذر 1332، به عنوان یك روز (مقاومت تاریخی) در تاریخ دانشگاه تهران ثبت شد. درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نیكسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی كه هنوز به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود دكترای افتخاری حقوق دریافت كرد. صبح ورود نیكسون یكی از روزنامهها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشادهای به نیكسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانیها اشاره شده بود كه "هرگاه دوستی از سفر می آید یا كسی از زیارت بازمی گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد میشود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوی و گوسفندی قربانی می كنیم " آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود كه «آقای نیكسون! وجود شما آن قدر گرامی و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی كردند.» از آن پس، همه ساله به رغم كوشش رژیم و ساواك، دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای سراسر ایران مراسم و تظاهراتی به یاد شهیدان آن روز برپا می كردند.شهید چمران در ر ابطه با حادثه 16 آذر می گوید: وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گویی همه را به چشم میبینم، صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین میاندازد، سكوت موحش بعد از رگبار، بدنم را میلرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحین را در میان این سكوت دردناك میشنوم. دانشكده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رای العین میبینم...نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا به ایران می آید تا نتیجه بیست و یك میلیون دلار خرج كودتا را ببیند.)“ خصوصیت بالقوه دانشجویان در این است كه با تحرك گرایش، استنباط و فهم خود فضا را تغییر میدهند.”16 آذر مبین این است كه در طول تاریخ مبارزات ایران دانشگاهیان همواره، نیروی متفكر جامعه محسوب شدهاند؛ به همین لحاظ هرگز نمیتوان چنین استنباط كرد كه این نیرو درباره مسائل سیاسی كه در راس حاكمیت اتفاق میافتد، بی تفاوت باشد.
در طول تاریخ دانشگاهها، و بخصوص دانشگاه تهران همیشه با دیدی انتقادی و اصلاحی به مسائل نگاه كردهاند. دانشگاهیان به عنوان قشر فرهیخته سعی در حفظ استقلال دانشگاه ها و به تبع آن استقلال و سربلندی كشور داشتهاند. و هر گاه مانعی در این راه دیدهاند، جلودار حركتهای مردمی قرار گرفتهاند و سپر بلاگشتهاند. كه حكایت 16 آذر سال 1332 بهترین و در واقع اولین نمونه آن است كه به عنوان یكی از برگهای ماندگار تاریخ ایران محسوب میشود.
16 آذر در واقع این است نه این بحث و جدلی که از آ« نتیجه سیاسی بر ضد انقلاب گرفته می شود . این یک واقعه در راستای جمهوری اسلامی است .
سال نو مبارک
سلام
امیدوارم حال همه دوستان قدیمی و دوستان جدید خوب باشه این پست رو نوشتم که اولا بگم سال نو مبارک و بعد هم بگم که زندم و حالم خوبه(البته اگر براتون مهم باشه )

بعد اینکه این سال سال ظهور حضرت حجت(عج) باشه و امیدوارم سالی پر امید داشته باشید و آرزوهای خوبتون هم برآورده بشه .
حقیقتش تو این سال گذشته اصلا نتونستم وبلاگم رو درستو حسابی به روز کنم البته مشکلات کاری زیادی داشتم به هر حال امیدوارم تو این سال جدید این کار رو بتونم انجام بدم و از این وضعیت درش بیارم شما هم کمک میکنید که ! می دونم که کمکم می کنید .فعلا می رم به امید برگشت زود .
ممنون از اینکه برام وقت گذاشتید .
بر می گردم .
یا علی
هدف
؛هدف؛
سلام
بدون مقدمه می رم سر اصل مطلب . این نوشته های ما چه تاثیری تو افکار خواننده هامون داره ما ازاین نوشتن ها به چی می خوایم برسیم مثلاً یه وبلاگ نویس که تو وبلاگش شعر می نویسه به چی می خواد برسه یا یه عکاس که تو وبلاگش عکس می زاره منظورش چیه می خواد همه ببینن و بگن به به عجب وبلاگی داره و ... خیلی های دیگه . از اینکه خواننده هامون بیان بگن چرا این پستی که نوشتی این طور بود یا چرا دیر آپدیت کردی چرا مطلبت کوتا بود چرا بلند بود و.... به چی می خوایم برسیم . نکنه هنوز هدف مون درست انتخاب نکردیم کاش بعضی از ما ها یه کم به خودمون بیایم و واقعا ببینیم چه کاره ایم و تو چه مسیری حرکت می کنیم و به کدوم سمت داریم می ریم .
تو پست بعدیم بیشتر در این رابطه می نویسم.
پیوست : این سوالاتی بود که تو ذهنمن بود و خیلی وقته که دنبال یه جواب وجدان پسند براش هستم اگه نظری داشتید خوشحال می شم بدونم.
تبلیغات