«نامه ای به دوست»
«نامه ای به دوست»
سلام
نمی دانم از کجا باید شروع کنم یا اصلا حق دارم شروع کنم یا نه می دانید صحبت کردن پیش کسی که از همه چیز واز همه اسرار آدم باخبره خیلی سخته نمی تونم چیزی را مخفی کنم چون همه چیز را در مورد من می دانید . درسته کسی اطلاع ندارد ولی خودم از درون خودم آگاه هم . خوب از کجا بگم از کجای زندگیم بگم اگر می بینیدبا تاخیر صحبت می کنم دلیلش اینه که دارم توی این بیست و دو سال عمرم می گردم تا شاید یه نقطه روشن ببینم تا بتونم از اون صحبت کنم ولی باور می کنید پیدا نمی کنم شما هم این موضوع را خوب می دانید و دارید منو نگاه می کنید تا ببینید بالاخره کی از این جستجوی بیهود خسته می شم . بله خودم هم می دونم که چیزی پیدا نمی کنم ولی راستشو بخواهید خجالت می کشم آخه من مدعی شیعه بودنم خوب خیلی بده که چیزی برای گفتن نداشته باشم .
می دونم کسی به هم وفا نمی کنه غیر از شما ولی باز هم به اینو اون دل می بندم می دونم هدف زندگیم شمایید ولی با زهدف های دیگه ای رو انتخاب می کنم می دونم دیگه به قول معروف هنام پیشتون رنگی نداره ولی اون ته دلم هنوز دوستتون دارم نمی دونم چی باید بگم آخه شما از من بهتر از خودم خبر دارید .

در طول روز می دونم که داریدمنو نگاه می کنید ولی باز خودم رو به بی خیالی می زنم می دونم وقتی دارم گناهی رو مرتکب می شم دارید نگاهم می کنید ولی باز..... می دونم از اینکه من مرتکب گناهی می شم شما ناراحت می شوید ولی باز ..... بعضی وقت هاکه با خودم فکر می کنم می گم شما عجب صبری دارید با این همه گناهی که از من می بینید باز هم هوای منو دارید نمی زارید از پرت گاه زندگی بی افتم خیلی ها با دیدن کوچک ترین بدی از من منو رها کردن ولی شما با دیدن این همه بدی از من بازهم منو رها نکردید.
اگه منو رها کنی کسی برام نمی مونه ........همه درا بسته بروم غیر در همین خونه
وقت هایی که شعری در مورد فراق شما خوانده می شه به خودم نهیب می زنم می گم این شعرها واسه تو نیست این شعر ها رو عاشقای آقا باید بخونن نه تو که زندگی پر شده از گنا ولی باز خیال اینکه کاش می شد من هم عاشق شما بودم برام خیلی زیباست درسته که خیال اشتباهیه ولی آرزو داشتن که عیب نیست.
این که قبلا گفتم دور برم شلوغه ولی باز احساس تنها بودن می کنم به خاطر اینه آخه کسی منو به خاطر خودم دوست نداره کسی از دوستانم به خاطر خودم دل برام نمی سوزنه اگر هم اینطور باشه همه برای اینه که شاید با اشتباه من ایرادی بهشون وارد بشه ولی شما فقط به خاطر خودم به انجام کارهام حساسید چه خوب می شد اینو می فهمیدم . خوب آقا جان خیلی پر حرفی کردم ولی هنوز حرفها دارم برای گفتن که می ترسم طولانی شه فقط خواسته از شما دارم منو راهنمایی کنید که از شیعیان واقعی شما باشم تا کمتر دل شما را به رنج آورم.
التماس دعا
تبلیغات

